۱۰ فروردین ۱۳۸۸

طیف

توی این عید باستانی با چندتا طیف جدید از شخصیت ها برخورد داشته ام که جهت آشنایی و اطلاع از نحوه ی صحیح برخورد، حضورتون شرح می دم:
1- اون دسته ای که ساعت 8 صبح بلند می شن می آن عید دیدنی. (با یکیشون مواجه شدم و از پشت آیفون با صدای خواب آلود عرض کردم ریدم توی این صله ارحام که شما به جا می آرین؛ خیلی خوش آمدین، تشریف بیارین بالا. )
2- از دسته ی دوم فقط به یک مثال عینی جامع و مانع بسنده می کنم که کاملا گویاست با چه طیفی طرفیم. مهمونی شبونه فامیلی توی خونه مون برپا بود. کلید ماشینشو گرفتم تا کمی از جلوی در پارکینگ همسایه جابجاش کنم. کلید رو که براش پس آوردم با حالت مودبانه ای که مقتضای اون جمع سنگین و رسمی بود گفت: «باشه». نه گذاشتم نه برداشتم گفتم: «که چی؟» و دوباره با دستم چونه شو کمی آوردم بالا و دوباره با جدیت و تاکید بیشتری گفتم: «نه. واقعا که چی؟»
3- به دسته ی سوم یه طورایی حسودیم می شه. اون نسل از افراد بشر که «افسانه ی جومونگ» رو مرتب و طبق برنامه پیگیری می کنند. اینها واقعا زندگی شون از نظم ویژه ای برخورداره.
ارسال یک نظر