۰۳ تیر ۱۳۹۰

ميخ‌كوبم مى‌كنه اين صحنه: تصور كن يكى داره پيش دوستش از يكى ديگه بدگويى مى‌كنه و همين‌طورى مى‌گه و مى ره؛ غافل از اينكه دوستش هى داره با ايما و اشاره سعى مى‌كنه حاليش كنه كه پشت سرتو بپا؛ و حيرت‌انگيز اينكه يارو اصلن نمى‌گيره دوستش چى‌ مى‌گه و هى به طرف درى ورى مى‌گه. باورتون نمى‌شه وقتى دوربين آروم آروم مى چرخه و چهره‌ى فرد غايب رو پشت سر طرف مى‌بينين چه هيجانى حاصل مى‌شه. قاچ خوردم از خنده.
ارسال یک نظر