۱۵ خرداد ۱۳۸۸

فکر کنم شد رباعی.

با لهجه ی شیرین و متین و با هوش
با بی ادبی چو آن پسر کرد خروش

آرام به انگشت اشارت گفتی:
وقت توتمام است مگو هیچ، خموش
ارسال یک نظر